یکی از لذت‌بخش‌ترین خوابها، خواب سر سجاده، بعد از نماز صبح است. چادر را بکشی روی خودت، همان‌جا کنار مهر و تسبیح سرت را بگذاری زمین و خوااااب.

این مدل خوابیدن هم، کاملا زنانه است. ندیده‌ام یا نشنیده‌ام که مردها هم بعد از نماز صبح، سر سجاده بخوابند.

اصلا اگر سجاده داشته باشند! وگرنه که عموما یک مُهر سیاه شده، از یک جایی پیدا می‌کنند می‌گذارند روی قالی و اللهُ اکبر. سجاده؟ جانماز؟ این سوسول‌بازی‌ها چیست؟

تازه اگر موقع مرتب کردن خانه، مُهرهای بی‌شماری که روی پاتختی، گل‌میز، جاکفشی، کتابخانه، میزتحریر، میزآرایش، میزاُپن، میز‌تلویزیون، پنجره، طاقچه یا هر سوراخ سمبه‌ی دیگری گذاشته‌اند را جابه‌جا کنی، صدای‌شان درمی‌آید که: «کی هی مُهرها رو برمی‌داره؟!!!»

خلاصه که خوابیدن سر سجاده، لذتی برابر با خوابیدن توی حرم دارد. البته اگر توی حرم‌ها بگذارند کسی بخوابد. نمی‌خواهم ماجرای خوابیدن توی حرم را هم مثل ماجرای سجاده‌ی آقایان کش بدهم. همه سینه سوخته‌اید دیگر می‌دانید چه می‌گویم! D:

+ تاريخ چهارشنبه ۱۲ مهر ۱۴۰۲ساعت 11 نويسنده : زینب‌سادات |

میگه خدا خیلیییی مهربونه که یه روزایی رو تعطیل کرده تا بچه‌ها بتونن صبحش بخوابن و معلما هم استراحت کنن.

میگم خدا که تعطیل نکرده. تولد پيامبرمونه. برای همین تعطیله.

میگه خب اون رو هم خدا آفریده دیگه. اصلا چون خدا خیلی مهربونه همچین پیامبری برامون آفریده که انقدر مهربون باشه!

نتیجه: امروز رو پیامبر تعطیل کرده😁


برچسب‌ها:
کلاس‌ اولی‌مون
+ تاريخ سه شنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۲ساعت 11 نويسنده : زینب‌سادات |

روزهای تعطیل رو دوست دارم. چون؛ می‌تونم روز قبلش به مشتری‌ای که تازه سفارش ثبت کرده و می‌پرسه «کی بسته‌ام رو ارسال می‌کنید؟ » به جای فردا، بگم پس‌فردا! 😁

+ تاريخ سه شنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۲ساعت 10 نويسنده : زینب‌سادات |

داستان رزق خیلی داستان ماورایی‌ و قشنگیه.

یکی از خیاط‌هام شیرازه. کارها رو می‌دوزه و می‌فرسته. بعد من اینجا توی اهواز میام آدرس مشتری رو بنویسم روی پاکت می‌بینم برای شیرازه. یعنی اون خیاط باید کارش رو چند کیلومتر بفرسته دورتر و بعد با یک واسطه دوباره ارسال بشه شیراز. این وسط پست هم یک چیزی گیرش میاد. یک بار برای اومدن کالا به اهواز یک بار هم برای برگشتش به شیراز.

قشنگ لبخند خدا رو می‌بینم پشت این پاس‌کاری‌ها :)

.

پ. نون:

یا من لا یبسط الرزق الا هو: ای آنکه جز او کسی رزق را وسیع نمی‌گرداند.

+ تاريخ سه شنبه ۴ مهر ۱۴۰۲ساعت 20 نويسنده : زینب‌سادات |